تبليغاتX
درانگیانا(سیستان باستان)
به گزارش آخرین اخبار از دنیای باقی ، آقای احمدی نژاد هنگام مواجهه با فرشتگان اول قبر در خصوص سوال و جواب های ایشان گفتند
علیرغم ارادت قبلی که به شما دارم ، من اطلاع دارم شما معلوم نیست زن هستید یا مرد؟ شما اصلا غذا نمی خورید چگونه زنده اید؟آیا خود خدا به شما گفته سوال کنید؟ من حکم شما را ندیدم
فرشتگان وی را سریعا به سوی عرش بردند
در ابتدا پیامبران و معصومین آمدند ، احمدی نژاد خطاب به موسی گفت با علاقه ای که به شما دارم شما هنوز موضوع عصا را روشن نکردی؟ دریا را با پول چه کسی نصب کردی؟ به من اطلاع داده اند که شما چند سالی پیش فرعون بودی و خوب کیف میکردی
سپس رو به عیسی گفت : من خیلی به شما ارادت دارم شما که اوضاعت زیاد خوب نیست ، اون خانم بالاخره نسبتش با شما چی شد؟

و رو به جمع گفت من هر چند به شما خیلی علاقه دارم ولی هنوز کتاب بعضی از این آقایان را ندیده ام و خبر دارم که بعضی ها با خدا زد و بند داشته اند
در این هنگام حضرت محمد پیش آمد تا به او بگوید ساکت باش که دکتر به او گفتند سلام حال شما ، راستی شما ثروت خدیجه را چی کا رکردی؟
من شما را دوست دارم ولی رابطه عموی شما با ابو سفیان هنوز مشخص نیست؟ پدر بزرگ شما که کلیدهای کعبه دستش بوده از کجا معلوم چیزی جابجا نکرده باشد؟
سپس رو به ائمه کرد وگفت من قلبا به شما علاقه دارم ولی شماها هم چیزهایی دارید که باید مشخص شود، مثلا آقای باقر و صادق شما ها پول تحصیل از کجا آوردید؟

آقای کاظم شما چی شد که این همه سال به زندان افتاده بودی؟
آقای مهدی شما تا حالا کجا بودی؟
ناگهان عرش به صدا در آمد و خدا نهیب زد ای بنده نا خلف چه می گویی؟
احمدی نژاد رو به خدا گفت: شرمنده من به شما خیلی علاقه دارم ولی سر قضیه مریم شما خودت پایتان گیر است
+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 23:3 |

سوره  محمود 

  الف نون میم (1)

و تو چه میدانی از محمود  (2)

که این محمود از سه رئیس  جمهور قبل خود برتر است(3)
 او را از خاندانی شایسته مبعوث  کردیم که تمام باجناقها و
 داماد باجناقهایش جملگی از > صالحین اند(4)

و چون شتر خز شد در > محمود تعقل کنید(5)

 او هر  چه که بگوید  حناق نگیرد و این نشانی است برای
 اهل تفکر (6)

در چهارسال دولت او  نشانه هایی برای مومنین  قرار دادیم(6)

همانا به موسی ید  بیضا دادیم و به او هاله  نور(8)
 که  از آن بهتر است و کم مصرفتر و ما  خیلی خفنیم(9)

قسم به زمانی که درصد  تورم به عرش ما نزدیک شد(10)
  پس سوار بر نمودار تورم شد و به  معراج آمد(11)

ای محمود ما  بشارت ده ایمان  آورندگان به خود را به پخش سیب
 زمینی مفتی در هر جمعه (12)

 و  بر  ایشان مبارک باد  بهشتی که در آن درخت هست و در کفش
 خطوط بی.آر.تی جارییست(13)
 پس  گروهی به طغیان  پرداختند و خود را سبز کردند به  آنها بگو که علف هرز هم سبز   است
 بدرستی که ما حالگیر  و حاضر جوابیم(14)

 بر تو باد دوست داشتن و گاهی دلسوزی بر  آنها  و  بیادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفته اند که اکثرشان نمیدانند (15)
 و حتی رسوا کردن همسرانشان که  آنها در جهنم در حالی که کیف گلگلی  بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هیزم  میگذارند(16)

و قبل از ان از آنها سه  مرتبه اجازه بگیر و بگو:  بگم؟  بگم؟ نه بگم؟(17)

  همانا که در انتخابات اجباری نیست(18)

پس هشدار ده به آنان که  اگر از  ظلمات خارج شدند و بسوی هاله نور
 آمدند ما ایشان را دوست خواهیم   داشت و اگر همچنان به طاغوت
  بازی خود ادامه دهند در آتش دوزخ  جاودانند(19)
 > این
> سوره بر خانم
> فاطمه رجبی ( نگارنده
> کتابِ احمدینژاد، معجزه هزاره سوم
> و همسر آقای الهام) نازل شده و فاقد هرگونه
> اعتبار دیگری است

+ نوشته شده توسط اهورا در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 22:49 |

زندگی نامه چه گوارا

ارنستو چه گوارا در دوران كودكى يك بچه خاص بود. ارنستو يك بار محض شوخى مى خواست از طبقه سوم خانه كه با خانه مقابلش ۹۰ سانت فاصله داشت بپرد. او در آن دوران مدام در كتابخانه بزرگ پدرش پرسه مى زد. بسيارى از همسايه ها از اينكه ارنستو در چهارده سالگى آثار فرويد را با اشتياق مى خواند، متعجب بودند.چه در دوره دبيرستان با آلبرتو گرانادوس _ همان شخصى كه چه همراه با او سفر به دور آمريكاى لاتين را آغاز كرد _ آشنا شد. آلبرتو گرانادوس كه هنوز زنده است و آخرين بار در روز افتتاحيه فيلم سينمايى «يادداشت هاى موتورسيكلت» در برزيل هم حضور داشت، مى گويد:«او دوره دبيرستان را پشت سر مى گذاشت و من دانشجو بودم كه با يكديگر آشنا شديم. او از مسافرت هايى كه با هم به اطراف شهر داشتيم لذت مى برد. در اين سفرها مطالب بسيارى آموخت كه بعدها در مسافرت دور قاره اى ما به وسيله موتورسيكلت مورد استفاده قرار گرفتند. سال ها بعد چه از آن آموخته ها وقتى كه چريك شد، استفاده كرد. ما تمام اين چيزها را بدون اطلاع از وقايع آينده آموختيم.» پس از پايان دوره دبيرستان، ارنستو طبق قوانين آرژانتين در ۱۸ سالگى براى خدمت وظيفه ارتش نام نويسى كرد اما پزشك ارتش پس از معاينه اعلام كرد كه به علت ابتلا به بيمارى آسم از خدمت سربازى معاف است. به اين ترتيب ارنستو وارد دانشكده پزشكى شد و به تحصيلاتش ادامه داد. او در دوران دانشجويى همچنان شيفته سفر و كشف نقاط اطراف بود. ارنستو به هم دوره هايش در دانشگاه مى گفت: «در حالى كه شما براى ۳ امتحان درس مى خوانيد، من نقشه مسافرت به استان هاى مختلف را مى كشم و در مسير مثل شما مطالعه مى كنم.»

جنبش ۲۶ ژوئیه،


تشکیلات انقلابی‌ای بود که به‌رهبری فیدل کاسترو در سال ۱۹۵۹ حکومت ژنرال باتیستا در کوبا را برانداخت. نام این تشکیلات در اصل از حملهٔ ناموفق به یک سربازخانه در سانتیاگو د کوبا که در ۲۶ ژوئیه، ۱۹۵۳ اتفاق افتاد گرفته شد. این جنبش در سال ۱۹۵۵ در مکزیک توسط ۸۱ نفر از انقلابیون ِدر تبعید از جمله فیدل و برادرش رائول کاسترو و چه گوارای آرژانتین، مجداداً تشکیل یافت. هدف آن‌ها تشکیل دادن قدرتی تعلیم‌یافته برای سرنگونی باتیستا بود. بعضی از اعضای این جنبش که در کوبا اقامت داشتند با ایجاد کردن آشوب‌های مختلف سعی در ابراز نارضایتی خود به وضعیت سیاسی کوبا نمودند.در ۲ دسامبر، ۱۹۵۶، این گروه پس از سفری طولانی با قایقی کوچک به نام گرانما، به قصد برپائی و رهبری انقلاب برای سرنگونی رژیم باتیستا، پا به خاک کوبا گذاشتند. ورود آن‌ها به کوبا در روز روشن صورت گرفته بود و به همین دلیل توسط نیروی هوایی کوبا شناسایی شدند. علاوه بر این، افراد گروه به دو قسمت تقسیم شده و دو روز در سرگردانی و گمشدگی به‌سر بردند. این باعث شد که بیشتر آذوقه و تدارکات‌شان در همان‌جایی که وارد خاک کوبا شده بودند باقی بماند.پس از دو روز آن‌ها دوباره به‌هم پیوستند و به‌سوی کوه‌های سیه‌را مائسترا به‌راه افتادند. در آن‌جا با ارتش کوبا درگیر شدند و این سرآغاز جنگ انقلاب کوبا بود. این جنگ دو سال بعد، پس از این که باتیستا در روز سال نو کوبا را ترک کرد، در ژانویه‌ی ۱۹۵۹ پایان یافت. افراد جنبش ۲۶ ژوئیه هنگام راه‌پیمایی به‌درون هاوانا با استقبال شدید کارگران مواجه شدند. پس از پایان انقلاب، از ۸۱ نفری که در دوم دسامبر ۱۹۵۶ وارد کوبا شده بودند فقط ۱۲ نفر باقی مانده بودند که در سیه‌را مائسترا دوباره به‌هم بپیوندند.پس از پیروزی انقلاب کوبا، افراد دیگری به جنبش ۲۶ ژوئیه پیوستند و حزب متحد انقلاب سوسیالیستی کوبا را تشکیل دادند که نهایتا در سال ۱۹۶۵ تبدیل به حزب کمونیست کوبا شد

+ نوشته شده توسط اهورا در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 14:42 |
 

کارشناسان: سقف مقبره تخریب شده است/ میراث فرهنگی: تکذیب می کنیم
مدیر بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد در حالی موضوع ریزش سقف آرامگاه کوروش را شایعه بی اساس می خواند که برخی از کارشناسان و شاهدان عینی می گویند سقف آرامگاه کوروش بدلیل مرمت غیر علمی به شدت تخریب شده است.

 محمد حسین طالبیان در گفتگو با خبرنگار مهر در این باره گفت: عملیات مرمت این اثر تاریخی با مسئولیت استاد "راهساز" یکی از کارشناسان مرمت سنگ برجسته کشور و همکاری مرمتگران بومی شهرستان پاسارگاد فارس صورت گرفته و گزارش آن را نیز به یونسکو ارسال کرده ایم.

با این همه مشاهدات عینی برخی از کارشناسان از آرامگاه کوروش حاکی از آن است  که مرمتی که در این آرامگاه صورت گرفته باعث تخریب سقف آرامگاه شده است.

باد و طوفان هم نمی توانست مقبره کوروش را تخریب کند

یکی از این افراد که از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی است و به دلیل موقعیت شغلی خود حاضر به افشای نامش نیست به خبرنگار مهر می گوید : اتفاقی که هنگام بازسازی این بنای تاریخی رخ داده است حتی وقوع حوادثی نظیر باد و طوفان هم نمی توانست باعث تخریب مقبره کوروش شود.

مرمتگر مقبره کوروش تحصیلات علمی ندارد

وی درباره مرمتگر این بنا در گفتگو با خبرنگار مهر چنین ادعا کرد: استاد "راهساز "مرمتگری را به طور تجربی آموخته است در این زمینه تحصیلات علمی و دانشگاهی ندارد و پس از رفتن گروه متخصص ایتالیایی از تخت جمشید مسئولیت مرمت آرامگاه کوروش را بر عهده گرفته است. 

این کارشناس مدعی است: این مرمتگر در طول مرمت اشتباهاتی انجام داده که بیشترین آن مربوط به تخریب سقف آرامگاه است.

اگر مشکلی در امر مرمت وجود داشت یونسکو به ما اعلام می کرد

 مدیر بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد با رد این مدعا به خبرنگار مهر می گوید: اگر مشکلی در امر مرمت وجود داشت به طور حتم یونسکو این موضوع را به ما اعلام می کرد اما چنین نشده است و آن دسته از افرادی که این شایعه را مطرح کردند اشخاص مغرضی هستند که باید دید چند سال سابقه کاری در این خصوص داشته اند.

آرامگاه کوروش اثری جهانی است که در سال 1383 در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده و به شکلی معنوی به تمام جهانیان تعلق دارد و مطابق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارنده اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هر گونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.

مرمت سقف مقبره کوروش یکماهه انجام شده است

یکی دیگر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی نیز به خبرنگار مهر می گوید: اگر عملیات مرمت سقف آرامگاه بر اساس شیوه های درست علمی صورت می گرفت باید دست کم این امر 2 سال دیگر به پایان می رسید. این در حالی است که این امر یکماهه انجام شده و قسمتهایی از سنگ تاریخی مقبره با قدمت 2500 سال برداشته شده و سنگی جدید جایگزین آن شده است و این موضوع برای یک اثر تاریخی حکم مرگ را دارد.

برخی از کارشناسان مرمت معتقدند در کارهای مرمتی باید از سنگهایی که مربوط به خود بنا است و ریخته شده استفاده شود و جایگزین کردن سنگها غیر علمی و اصولی است.

 مرمت سقف مقبره کوروش از مرمتهای درجه یک کشور محسوب می شود

مدیر بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد تخریب سقف آرامگاه کوروش را به شدت تکذیب کرده و در این مورد به خبرنگار مهر گفت: چنین چیزی اصلا صحت ندارد و مرمتی که در سقف آرامگاه صورت گرفته یکی از مرمتهای درجه یک کشور محسوب می شود.

 دکتر محمد‌حسن طالبیان با رد این ادعا به خبرنگار مهر می گوید: هم اکنون مرمت سقف به پایان رسیده است و سالم ماندن سقف پس از بارش بارانی که چند روز قبل در منطقه صورت گرفت نشاندهنده این بود که مرمت این بنای تاریخی اصولی و علمی است و امتحان خود را به خوبی پس داد.

مدیر بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد با اشاره به اینکه مرمت این بنا 3 سال به طول انجامیده است تاکید کرد: در گذشته آب به سقف نفوذ پیدا می کرد اما با روشی که مرمت سنگ انجام دادیم این مشکل برطرف شد.

وی ادامه داد: برای جلوگیری از نفوذ آب و استحکام سقف آرامگاه کوروش در این روش سیمان سقف برداشته شد و سنگ جایگزین آن شده که نتیجه این کار نیز رضایتبخش بوده است. 

با این همه، رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد تخریب سقف آرامگاه کوروش  گفت: از این موضوع اطلاعی ندارم و در این خصوص با مدیر  پروژه صحبت کنید.

+ نوشته شده توسط اهورا در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 12:42 |


گاوشناسی
 
گاو نر: موجودیست نفهم از عناصر ذکور. با لگد ، تو دهنی ، فحش ، بد و بیراه کک او نمی گزد. کلا برای او بجز سه قضیه ی غریزی ، هیچ موضوعی از اهمیت برخوردار نیست.



گاو ماده : خیلی خر است. مثل گاو منتظر میماند تا او را بدوشند. چشمش کور. دندش نرم



گاو راننده ی نر : اصولا بر پشت وانت - پیکان - تاکسی - پرشیا سوار میشود.راهنما نمیزنند. از آینه استفاده میکند و لی به موجودات داخل آینه توجهی ندارد. اصولاً نیمی از ماشین را در یک لاین و نیمی را در لاین دیگر کنترل کرده و با سرعت دلخواه حرکت میکند به گونه ای که اگر کسی بخواهد از او سبقت بگیرد الزاماً با میخهای وسط خیابان برخورد داشته باشد.چراغ قرمز برای او در صورتی رنگ دارد که بر بالای آن دوربین نصب شده باشد.

گاو راننده ی ماده : دو دستی به فرمان میچسبد.اصولاً بر پشت رنو- پراید -سمند مینشیند. در مواقعی که خیابان کاملاً خلوت است راهنما میزند. راهنمای چپ زده به راست میرود(و بالعکس) برای دور زدن دقایقی خیابان را بند آورده و فحش میخورد. با عکس العملی به نام کم کردن سرعت به طریق کم کردن فشار بر روی پدال گاز آشنا نبوده و فالفور پایش را بر روی ترمز میکوبد. از نظر او همه بی شعورند و میبایست ملاحظه او را در رانندگی بکنند. مرام رانندگی ندارد. فقط بوق میزند. اصولاً آرام میراند ولی از لاین سرعت حرکت میکند. نسبت به بوق های مکرر و سبقت رانندگان دیگر از سمت راست ماشینش مقاومت میکند.

گاو نر در پدیده ی عشق :موجودیست از تیره ی گربه سانان.کاملاً بی چشم و رو. برای احساسات ظریف و رمانتیک دخترانه ی طرف مقابل ارزنی ارزش قائل نیست.فالواقع فقط به او به چشم موجودی ماده مینگرد. اعتقاد دارد که همین است که هست.پس از ازدواج همسرش اگر ذره ای جربزه داشته باشد دو تا میزند توی دهنش و ترکش میکند.

گاو ماده در پدیده ی عشق : فرق عشق را با علف نمیفهمد.طرف مقابلش باید پولدار باشد.خرج او را بدهد.برایش هدیه بخرد و او ذوق کند.در پدیده ی مادی هیچ نقشی را ایفا نمیکند.احساس ماده بودن در این موجود به وفور یافت میشود.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

مارمولک شناسی

مارمولک نر : موجودیست بی شرف.بی وجدان.بی..(تمام خصوصیاتی که با پیشوند "بی" شروع شده و دال بر پست بودن طرف است).اصولا در بازار کار میکند.در عنفوان کودکی با واژه ی دوسدختر آشنا میشود.انواع موجودات ماده را از نزدیک میشناسد.با لوازم آرایش و لباسهای زیر زنانه آشنائی کامل دارد.با چک و سفته و تراول قرابت دارد.

مارمولک ماده: ای بی شرف.آقا یک چیزیه این بشر.زیر آب زن.دو بهم زن.شر به پا کن. آتیش بیار معرکه.اصولا به دنبال مخزنی یه بچه پولدار پ پ میگردد.به وفور از کلماتی همچون: قربونت برم عزیزم.فدات شم.خانومم.و ... استفاده کرده و در غیاب شخص از او به القاب زنیکه ایکبیری ، مرتیکه بی سر و پا ، ... یاد میکند.


مارمولک هفت خط: نوعی از مارمولک که فقط در بازارهای اصفهان-تهران-تبریز یافت میشود.از آب دماغ بز طلا میسازد. واجبی را به جای حنا به مردم می اندازد.این نوع از مارمولک فقط در جنس نر دیده شده و بندرت نمونه ی ماده آن را میتوان یافت.پس از چند سال به طرز وحشتناکی پولدار میشود. در سن پیری در سه وضعیت خاص او را میتوان مشاهده کرد: زندان- روی صندلی چرخدار- سرحال و در حال چاپیدن ملت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------

کفتر شناسی

زوج کفتر زیر 16 سال : خوشحال هستند. ساعت 3 بعد از ظهر به کافی شاپ میروند و مدتها با نیش باز باهم بغ بغ بغو میکنند.در پارک با هم قدم میزنند و به اطراف مینگرنند مبادا آشنا ببینند. بر سر مداد پاک کن با هم دعوا میکنند و به خاطره ی عشق کودکی تبدیل میشوند.


زوج کفتر 16-27 سال : ماشین باباهه را دودر میکنند و با آن به جاهای خلوت میروند. صبح ساعت 10 با صدای هم از خواب بیدار میشوند.ناهار را با هم صرف میکنند.تا عصر باهم هستند .شب تا ساعت 1 با هم تلفنی صحبت میکنند.از ساعت 1 تا 4 صبح با هم چت میکنند.ساعت 4 با لبخند ملیحی بر لب کامپیوتر را خاموش کرده و با همان لبخند به خواب میروند.در انتها یکی به دیگری خیانت کرده و پس از 3 ماه همه چیز فراموش میشود.


زوج کفتر بالای27 سال : یک دوستی هدفمند.درگیر با مسائل مادی..از صبح تا شب به دنبال یک لقمه نان میدوند.آخر شب خسته همدیگر را میبینند.الخ . 90% قضیه به ازدواج می انجامد. پس از چند سال به غلط کردن می افتند.


زوج کفتر بالای 50 سال : کمتر پیش می آید. در عکسها ، فیلمها (مثال:تایتانیک) ، شو های تلویزیونی ترکی و داستانها یافت میشود.


منبع:http://luckless-tincan.blogspot.com

+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 13:5 |

+ نوشته شده توسط اهورا در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 11:19 |

زرتشت پیامبر بزرگ آریایی ،یکی از نوادر اندیشمندان جهان است.درباره حوادث دوران زندگی وی آگاهی درستی در دست نیست.(متاسفانه در حمله اعراب کلیه کتب و دست نوشته های اعصار قبل از جمله کتابهای مذهبی آیین زرتشتی به آتش کشیده شد.جنایتی که از کشتار دو میلیون ایرانی نیز تاسف انگیز تر بود.)دانشمندان بر اساس تحقیقات و پژوهش های انجام شده زمان حیات وی را 1500 تا 3000 سال قبل از میلاد مسیح تخمین می زنند.

آموزش ها ،فلسفه و جهانبینی زرتشت از همان اغاز مورد توجه حکما و فلاسفه بزرگ جهان باستان نظیر فیثاغورس،ارستو،افلاتون و ... قرار گرفت و با افتخار از حکمت و فلسفه وی یاد می نمودند.فلسفه عمیق زرتشت  از افلاتون تا هگل را از جنبه های متفاوت و سرشار خود برخوردار کرده است و نیچه مرد برتر را در وجود این بزرگ مرد تاریخ یافته است و معرفی می نماید.

وی نخستین پیامبری بود که در ان دوران کهن خدای واقعی را شناخت و یکتاپرستی را مطرح نمود.در فلسفه بر آن بود که دو گوهر همزاد در آغاز  در عالم هستی بوجود امدند.یکی نیکی و دیگری بدی.اساس حرکت ،زندگی و جنبش از برخورد این دو می باشد و این هدف هیچ ارتباطی با ذات خدا ندارد.در نهاد آدمی هم خیر هست و هم شر.پروردگار ادمی را آزاد و با اختیار و اراده کامل افریده است.فرد خردمند باید از میان نیک و بد ،نیک را انتخاب کند و پیرو راه سپنتامینو باشد نه انگرمینو.

زرتشت بر علیه خرافات و موهومات دوره خود قیام کرد و قربانی و پیشکش و پرداخت باج و خراج به کاهنان خودکامه و ریاضت را مردود شمرد و آن را رفتاری اهریمنی دانست. کارو کوشش و زندگی خوب و سالم  و عمت از راه خوب به دست آمده را ستود.عبادت را فقط خدمت به مردم و پیروی از سه اصل : اندیشه و گفتار و کردار نیک معرفیک کرد.بسیاری از طبقات و  گروه های اجتماعی آن روز که سود خود را در خطر می دیدند بر علیه او قیام کردند،اما زرتشت با مقاومتی صبورانه ایستادگی کرد  و در رسالت خویش کامیاب گردید.

سروده های زرتشت که در میان تمام آثار دینی جهان مشخص و متمایز می باشد، موسوم به گاثه ها،گاث سرودی است که با صدای خوش و آهنگین خوانده می شود و هفده قطعه می باشد.سایر قسمت های اوستا به زرتشت ارتباطی نداشته و بعدها به این اندیشمند نسبت داده شده است.

+ نوشته شده توسط اهورا در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:7 |

 

جشن زادروز زرتشت در اصفهان

زادروز" اشو زرتشت " پيامبر ايراني شامگاه دوشنبه در نيايشگاه" درب مهر" اصفهان توسط زرتشتيان اين شهر جشن گرفته شد.

موبد زرتشتيان اصفهان با تشريح چگونگي آيين زرتشتي گفت: در حدود ۳هزار و ۷۴۵سال پيش زرتشت در منطه آذربايجان غربي بدنيا آمد.
"موبد بهزاد نيكدين" افزود: در چنين روزي در زمان فرمانروايي" لهراسب"، زرتشت در خانه پدرش دركنار رود "درجي" كه به درياي " چس چست" (اروميه) مي‌ريخت،از مادري به نام"دغدو "زاده‌شد و چون نام خاندان پدرش "اسپيتمان" بود او را "زرتشت اسپيتمان" نام نهادند.
وي افزود: "انديشه، گفتار و كردار نيك"به عنوان سه ركن اساسي زندگي هر انسان آزاده مي‌تواند باشد كه زرتشت در سه هزار و اندي سال پيش، براي انسانها به يادگار گذاشت.
وي ارزشهاي اخلاقي را از آموزه‌هاي تمام پيام آوران الهي دانست و تصريح كرد:"راستي و درستي" به عنوان يكي از اين آموزه‌هاست كه زرتشت در اين‌باره مي‌گويد،" راه در جهان يكي است و آن راه راستي است".

وي تصريح كرد: زرتشتيان ، ايران را سرزمين آبا و اجدادي خود مي‌دانند و براي حفظ و حراست آن حاضر به جانفشاني هستند. نيكدين اضافه كرد: اميدواريم كه در سال جديد تمام ايرانيان دست در دست هم با اتحاد و خردورزي و بدون در نظر گرفتن عوامل تفرقه كشور خود را آباد كنند.
وي كشور ايران را داراي فرهنگ
۱۲زار ساله دانست و گفت: با مراجعت به فرهنگ و تمدن غني ايران زمين مي‌توان از ورود فرهنگ كشورهاي بيگانه جلوگيري كرد.
وي افزود: افتخار ايرانيان همين بس كه بيش از سه هزار سال است كه موحد ويكتاپرست هستند و بتي را پرستش نكردند.
در پايان اين مراسم،زرتشتيان براي موفقيت همه ايرانيان و سربلندي ايران به نيايش پرداختند.

ششم فروردين ماه هر سال جزو تعطيلات رسمي زرتشتيان

+ نوشته شده توسط اهورا در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 21:20 |
دوستان عزیز سال نو مبارک

فقرا و ایتام رو در ابتدای سال نو فراموش نکنید

احساستون بعد از دیدن این عکس چیه؟!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط اهورا در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 17:16 |

                        پرسپولیس _روایت نسلی که تباه شد

مرجان ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) نویسنده و انیماتور داستان‌های مصور است. شهرت او بیشتر به خاطر رشته داستان‌های مصور پرسپولیس است که جلد اول آن در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی چاپ شد. همچنین فیلم انیمیشنی پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیأت داوران را از جشنوارهٔ فیلم کن دریافت کرد.

زندگی‌نامه

مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصرالدین شاه است.

او در سا‌‌ل‌های انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳ در ۱۴ سالگی توسط خانواده به وین اتریش فرستاده شد.

وی بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به استراسبورگ فرانسه رفت. ساتراپی اکنون ساکن پاریس است.

آثار

 

 رمان پرسپولیس

رشته کتاب‌های پرسپولیس شامل چهار کتاب است که تاکنون در فرانسه بیش از دویست‌هزار نسخه به فروش رسیده‌است.

این رمان به سبک زندگی‌نامه خودنوشته بوده، شخصیت اصلی آن که راوی داستان است، دختری ایرانی است به نام مرجان. مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش می‌رود. این کتاب‌ها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحران‌های مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان می‌کنند.

فیلم پرسپولیس

فیلم پرسپولیس نخستین فیلم سینمایی مرجان ساتراپی است که در سال ۲۰۰۷ در فرانسه و بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شده‌است.

این فیلم جایزه هیأت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.

وی هنگام دریافت جایزه در جشنواره فیلم کن، آن را به مردم ایران اهدا کرد.

پوستر جشنواره فیلم کن، بخش «نگاهی دیگر»، طراحی مرجان ساتراپی

این فیلم از سوی برخی نهادها و رسانه‌های دولتی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی»و «ضد سلامی» معرفی شده است.

[ویرایش] فهرست کتاب ها

 

فیلم انیمیشن پرسپولیس در این روزها سروصدای زیادی به پا کرده است.روایتی که در این فیلم شاهد آن هستیم داستان زندگی دختری ایرانی به نام مرجانه ساتراپی است که دو زندگی شبیه به هم را در دو دوره مختلف تاریخ ایران به نمایش می گذارد. سبک انیمیشن به کار رفته در این فیلم  کاملا تاثیر گذار و با محیطی سیاه و سفید طراحی شده است که این داستان دراماتیک را تاثیرگذار تر می کند.

کودکی مرجانه همراه با تحولات عظیمی در ایران بود .پدر وی از مبارزین کمونیست مخالف رژیم پهلوی بود و از لحاظ شخصیتی کاملا روشن فکر  و آزادی خواه بود که در جریان انقلاب حضوری فعال داشته است.مادر وی با شخصیتی محتاط  و میانرو نشان داده شده است که در مقابله با مخاطرات آسانترین و عاقلانه ترین راه را انتخاب می کند گویی که در صحنه ای از فیلم  پس از درگیری مرجانه با دبیر دینی تبعید دخترش را مناسب ترین واکنش می داند و او را برای مصون ماندن برخورد رژیم  جهت تحصیل به خارج از کشور می فرستد.

صحنه زیبا فیلم فلش بک پدر مرجان به گذشته است که برای او داستان به سلطنت رسیدن خاندان پهلوی را تعریف می کند و جالب اینجا که کارگردان بدون واهمه نقش انگلستان را در ایجاد حکومت دیکتاتوری خاندان پهلوی یادآور می شود .

پس از انقلاب 1978 در تصاویر نشان داده شده همه مردم خوشحال هستند و احساس خوشبختی می کنند در حالی که این وضعیت مدت زیادی ادامه نمیابد.در این برهه سرو کله کاراکتر جدیدی پیدا می شود که عموی مرجانه (انوش) است.انوش از مبارزین کمونیست است که سالها پس از سالها زندان و مبارزه و زندگی در تبعید به عنوان یکی از سمبل های مبارزه به کشور باز می گردد.بعد از برگذاری رفراندوم آری یا خیر جمهوری اسلامی که حرکت تیزهوشانهای از آیت الله خمینی بود(ترکیب جمهوری و اسلامی تمامی طرفداران حکومت جمهوری و اسلامگرایان را مسحور و همه به این حکومت ابداعی جدید رای دادند.)که کنار گذاشتن توده ای ها و بقیه مبارزین از صحنه آغاز گردید و موج اول آن دستگیری کمونیست ها و توده ای ها بود و موج دوم آن دستگیری وسیع مردم تحت عنوان ضدانقلاب بود.جمله معروفی است که در مورد انقلاب فرانسه زبانزد شد :(انقلاب فرزندان خود را می بلعد.)انوش نیز یکی از این افراد بود که تحت این برچسب اعدام گردید.در واقع اقدامی که رژِم پهلوی در برخورد با مخالفین خود داشت دومرتبه رواج گرفت.اعدام نیلوفر از جمله صحنه های فوق العاده تاثیر گذار این درام بود.

با مراجعه به تاریخ و نگاه اجمالی به انقلاب فرانسه و شوروی متوجه می شویم که پس از رسیدن انقلابیون به قدرت اقدامات شتابزده و احساسی و به اصطلاح رفتارهای انقلابی امری طبیعی قلمداد می شود.اقداماتی که سالهای بعد و زمانی که با آرامش بررسی مجدد می شوند به راحتی محکوم میشوند.(اعدام های احساسی اوایل انقلاب توسط آقای خلخالی موید این مطلب است.)

تأثیر اعدام انوش عموی  درشکل گیری شخصیت پرخاشگر و مهاجم  مرجانه به راحتی قابل لمس است.سکانس ملاقات او با انوش در زندان جمهوری اسلامی بسیار هوشمندانه طراحی شده است تا حداکثر تأثیر را در بیننده داشته باشد.هدف اصلی انوش را از آن ملاقات می توان انتقال اهداف نسل مبارز قبل از انقلاب به نسل های بعدی دانست.اهدافی که با آزادی مدنی و دموکراسی عجین شده است.انوش آیینه تمام نمای مبارزی است که با اینکه پایان فعالیت سیاسی خود را میبیند و درمیابد که به هدف اعلی خود که همان عدالت است نرسیده است  اما با تیز هوشی در پی انتقال افکار خود به نسل بعدی است که شاید آنها بتوانند رویاهای او را به واقعیت تبدیل کنند.و در پایان می توان گفت که به راحتی انوش ها و کسانی که برای رسیدن به دموکراسی تلاش کردند کنار گذاشته شدند.

تغییر پوشش بانوان در مدت کوتاهی پس از انقلاب انجام گرفت و  با پشتوانه احساسات دینی و انقلابی با سخت گیری کامل و با خشونت اجرا می گردید که این مسئله اولین اقدام در ایجاد حکومتی به مراتب مستبد تر  بود.در رژیم قبلی عامه مردم  آزادی سیاسی نداشتند و از آزادی های مدنی تا اندازه بالایی برخوردار بودند و در زندگی شخصی آنها و دین آنها و ... کاوش کمتری انجام میشد و  به عبارت ساده تر حقوق شهروندی رعایت میشد، حال آنکه پس انقلاب همان آزادی نصف و نیمه هم از بین رفت . نمونه بارز آن در برخورد با دختران و زنان در جهت کنترل پوشش بود که با خشونت و تهدید و زندانی کردن جامعه را مجبور به پذیرش هنجاری جدید کردند.در مقایسه با کشورهای غربی که برخورد بدی با مسلمانان و زنان محجبه دارند باید گفت همان قدر که آن حرکت زشت و غیر انسانی است  حرکت ما نیز در اجبار به پوشش خاص نیز غیر انسانی است.در غرب با افراط و در ایران با تفریط روبرو هستیم.

جایگاه و شخصیت مرجانه به عنوان یک ایرانی قابل بررسی است.جایی که او به علت تبلیغات بدی که علیه جمهوری اسلامی ایران شده است خجالت می کشد که خود را ایرانی معرفی کند واقعیت دردناکی را یادآور میشد که جایگاه ما به عنوان ایرانی در دنیا جایگاهی بی اعتبار  و  ناراحت کننده است.برخوردی که با ایرانیان در هنگام ورود به فرودگاه های کشورهای عربی خصوصا امارات می شود موید این گفته است که ایرانی شخصیت بین المللی خود را از دست داده است و متاسفانه دولت نیز در زمینه فشار اوردن در این مسائل و رعایت کرامت انسانی ایرانیان اقدامی نمی کند.

در پایان ضمن تشکر از مرجانه ساتراپی به عنوان یک ایرانی این فیلم را آیینه تمام نمای انقلاب ایران می دانم .آیینه ای که با زدودن غبار آن زوایای دیگری از انقلاب ما می تواند مورد بررسی قرار گیرد.

به امید روزی که همه مردم بدون واهمه و با آزادی بتوانند نظرات خود را ابراز کنند.پاینده ایران

منبع

*       زندگینامه مرجان ساتراپی

*       گزارش بی‌بی‌سی از دریافت جایزه کن توسط مرجان ساتراپی

پیوند به بیرون

*       چند صفحه از کتاب پرسپولیس

*       گزارش رادیو زمانه از دریافت جایزه توسط مرجان ساتراپی

*       معرفی و نقد کتاب پرسپولیس

*       معرفی مرجان ساتراپی در وب‌گاه پیوند

*        

 

+ نوشته شده توسط اهورا در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 16:46 |


Powered By
BLOGFA.COM